فایل صوتی قرائت دعای افتتاح با صدای شهید

اخیرا آقاجمال خسروی برادر شهید زحمت کشیدند نوار ضبط شده ی قرائت دعای افتتاح توسط شهید عزیز عبدالله خسروی را به فایل MP3 تبدیل کردند و برای ما ایمیل کردند.

ما هم این قرائت زیبا رو تقدیم شما عزیزان می کنیم.

دانلود قرائت دعای افتتاح با صدای دلنشین شهید بزرگوار عبدالله خسروی

 


دعا کنیم بهر سلامتی  تابش خورشید مهر و عدالت

تعداد دفعات بازدید : ۲۷۷۵ times!

یک دیدگاه در “فایل صوتی قرائت دعای افتتاح با صدای شهید

  • مرداد ۳, ۱۳۹۲ at ۴:۵۲ ق.ظ
    پیوند یکتا

    بنام خدا

    این متن کمک میکنه که مستدد بهتری برای تهیه نمایشنامه مستند شهدا تهیه بشه .

    امیدوارم بتونم در مقوله ساخت مستند شهدا کمکی کرده باشم . خدا به بنده و شما توفیق بده بتونیم قدمی برداریم.

    شهید در سال ۱۳۵۷ از دانشکده افسری گریز زد( در دانشکده افسری غایب شد ) و تحت تعقیب ساواک بود و با نام جعلی ( مرتضی انصاری ) به قم رفت وآمد میکرد و مورد حمایت حوزه علمیه قم و مرحوم ایت ا… طالقانی و آیت ا… محمد یزدی قرار داشت و تا پیروزی انقلاب با پخش اعلامیه و فعالیت بین تهران و قم جهت مبارزه با حکومت شاه بین دانشجویان و حوزه و مردم فعال بود .

    .
    بعد از پیروزی انقلاب در گروه دانشجویان انجمن اسلامی فعالیت میکرد و بعد انقلاب فرهنگی شد و تعطیلی دانشگاه ها و جنگ تحمیلی .

    و با توجه به اینکه شهید افسر ارتش و دانشجوی پزشکی ممتاز دانشگاه تهران بود با وقوع جنگ از ستاد مشترک ارتش به تقاضای فرمانده کل سپاه وقت همراه با چند دانشجوی دیگه جهت خدمت در امور جنگ مامور و در اختیار سپاه پاسداران قرار گرفت .

    آیا میدونستید ؟

    از مسئولیت هایی که داشت به خانواده چیزی نمی گفت ! کلا اهل خودنمایی نبود و خیلی متواضع بود . بعنوان فرمانده اتومبیل و راننده داشت ( اون موقع ماشین فرمانده ها جیپ آهو بود) ولی با ماشین بیت المال به شهرستان خودش نمی رفت بلکه با مینی بوس و وسیله نقلیه عمومی گاها به خانه یشان و خانواده در بروجرد سر میزد . ایشان مسئول ستاد تخلیه شهدای غرب کشور و مسئول تعاون و بهداری ستاد سپاه غرب کشور ( منطقه ۷ ) استان های کرمانشاه – کردستان – ایلام – همدان بود و نزدیک به دوسال این ۴ استان رو نظارت و سرکشی میکرد و یه پاش هم تو جبهه بود . ایشان معاون شهید محمد بروجردی در ستاد سپاه غرب کشور یعنی معاونت تعاون و بهداری ستاد رو به عهده داشت تا اول اسفند ۶۰ ۱۳ . و همچنین امام جماعت یه بیمارستان هم تو کرمانشاه بودند . دست بخیر بود هر چی جقوق میگرفت بعنوان وام بلاعوض میداد به هم رزم ها و دانشجویانی که میخواستند ازدواج کنند .خیلی به ایتام محبت داشت و یادم تا جایی که امکان داشت یکی از خواهراش رو که بچه یتیم داشت کمک معنوی ومادی میکرد . وقتی در اوایل اسفند سال ۶۰ با سپاه تسویه حساب کرد که دیگه بره سر کلاس درس پزشکی دانشگاه تهران پس از ثبت نام – دانشگاه اعلان کرد بعد از ۱۳ فروردین سال ۶۱ دانشگاه باز گشایی میشود و شهید با توجه به اینکه قبلا نیروی ستادی سپاه بود یه جورایی اطلاع از انجام قریب الوقوع عملیات عید ۶۱ رو داشت ( فتح المبین ) یادم میاد در اون زمان دیگه با سپاه تسویه حساب کرده بود حتی چون فرمانده بود یک قبضه کلت کمری برتا داشت که اونهم تحویل داده و تسویه کامل کرد و خلاصه دیگه سمتی در سپاه نداشت. در این زمان بعنوان یک بسیجی از لشکر محمد رسول ا… تهران اعزام شد به جبهه و در این زمان کوتاه شاید ۲ یا ۳ هفته در لشکر محمد رسول الله تهران هم رزمها ایشان را خوب شناختند واقعا قیافه نورانی با محبت – دوست داشتنی متواضع و بی توجه به خوراک و مسایل دنیوی ایشان رو خیلی زود بعنوان یک شیخ دکتر شناختند و شهید همت فرمانده لشگر درجه والایی برای ایشان قائل بوده از خصوصیات شیخ عبدا… با سواد – افسر ارتش – پزشکی حاذق با اینکه فارغ التحصیل نشده بود – عبد صالح -( موقع قنوت نماز گردنش رو کج میکرد و همه تحت تاثیر ایشان قرار میگرفتند )- صدای زیبا در موقع خواندن نماز و دعا از خصوصیت این شهید بزرگوار بود هر چی بگم کاملا قابل توصیف نیست ایشان مسلط به زبان انگلیسی – و حتی آشنا با موسیقی و مسلط به علوم اسلامی – با استفاده دقیق از منابع مطالعاتی ( قرآن – حدیث – کتابهای شهید مطهری و بهشتی – و کلی کتب اسلامی و اقتصادی و آشنا ایدئولوژی های دنیا )همه بسیجی های دور و برش رو در لشکر به فیض میرساند به نماز و خواندن قران توجه خاص داشت . شب عید نورانیت این شهید والا مقام بین همرزم ها همه رو متحیر کرده بود این شهید بزرگوار در صبح روز دوم فروردین ۱۳۶۱ به درجه رفیع شهادت نائل گردید .
    ( روحش شاد )

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

18 − 7 =